درباره نویسنده
کبوتر
بسم رب الشهدا دیدم که درخت هست. وقتیکه درخت هست، پیداست که باید بود. ماندم و جمجمه ام را به خدا سپردم. I stay alive and I give God my skull
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • کبوتر
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • پست پایانی
  • نگاهی به این طرف
  • رسول رحمت
  • برجی به نام میلاد
  • غریبانه 3
  • گذر سیاره زهره در سال 1391
  • غریبانه 2
  • غریبانه 1
  • شهر عزا دار...
  • رو به غروب
  • تندخوانی (تحدیر) کل قرآن کریم - احمد دباغ پور
  • پادکست نجومی
  • برد تو را سرنوشت
  • وقتی ماه گرفت
  • برسی ماه گرفتگی 19 آذر 90
  • دوئل
  • دست من و دامان تو
  • تقدیم با عشق...With love
  • عشق بازی
  • دور عاشقان آمد نوبت محرم شد
  • قرآن، قاسم، مسافر سرخ کربلا
  • پی نو کیو آدم شد ولی تو ... نامه یک بسیجی به آمانو
  • تنها در خانه...Alone at home
  • تا نقطه رهایی
  • صادق
  • محمد، محمد، محمد 4
  • محمد، محمد، محمد 3
  • محمد، محمد، محمد 2
  • محمد، محمد، محمد
  • عکس مقارنه ماه با خوشه باز پروین M45
کلمات کلیدی مطالب
  • photography (٤۱)
  • عکس (۳۱)
  • عمومی (٢٧)
  • public (٢٧)
  • astronomy (۱٤)
  • religious (۱۳)
  • movie (۱۳)
  • نجوم (۱۳)
  • مذهبی (۱۳)
  • فیلم (۱۱)
  • عکس هایم برای تو (۱۱)
  • هیئت رایت المهدی (۳)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • بهمن ٩٠
  • دی ٩٠
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • اسفند ۸٩
دوستان من
     
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



ای کاش در رکاب امامم شوم شهید/من سخت به دعای فرج بسته ام امید
پست پایانی
نویسنده: کبوتر - ۱۳٩٠/۱۱/٥

قسمت اول: (پیکر نقشی که باید جاودان می ماند)

می خروشد دریا

             وز ره دور فرا می رسد آن موج که می گوید باز

                                       از شبی طوفانی

                                                  داستانی نه دراز... .

...لیک آن لحظه که ناخن های دست آشنای راز

                             رفت تا بر تخته سنگی کار کندن را کند آغاز،

                                 رعد غرید،

                                            کوه را لرزاند.

            برق روشن کرد سنگی را که حک شد روی آن در لحظه ای کوتاه

                پیکر نقشی که باید جاودان می ماند.

(سهراب سپهری)

 

سایه ام بر روی دیوار های بهشتی کوچک و پنهان نقش بسته است

 

قسمت دوم: (به برم میشکند)

 

نازک آرای تن ساق گلی
           که به جانش کشتم

                      و به جان دادمش آب

                                ای دریغا به برم میشکند

(نیما یوشیج)

(مادرانه)

 

باز کجا برد تو را سرنوشت

(پدرانه)

قسمت سوم:(حلالم کنید)

سلام

دوستان عزیز محرم و صفر تمام شد و من هنوز در سفرم.

از اینکه آخرین پست را مطالعه نمودید متشکرم.

نقداً توان وبلاگ داری ندارم تا آینده چه شود.

به حق دعاهایی که در نیمه شب در حق دوستان، همسایگان و فامیل کردم حلالم کنید.

-------------------------------------------------------------------------------------------------

رسول‌خدا(ص) : إذا أحب أحدکم صاحبه أو أخاه فلیعلمه؛

کسی از شما که هم‌نشین یا برادرش را دوست دارد او را از این دوستی، آگاه کند. (المحاسن ج1 ص266)

 

امام صادق(ع) : إذا أحببت أحدا من إخوانک فأعلمه ذلک؛

 اگر کسی از برادرانت را دوست داری این را به او اعلام کن. (الکافی ج2 ص644)

------------------------------------------------------------------------------------------------

خدا نگهدار

 

 

نظرات ()



رسول رحمت
نویسنده: کبوتر - ۱۳٩٠/۱۱/۱

 

مادر سلامم را به رسول الله برسان

(این عکس در بهشتی کوچک و پنهان گرفته شد)

نظرات ()



برجی به نام میلاد
نویسنده: کبوتر - ۱۳٩٠/۱٠/٢٥

برجی با بستنی رو کش طلا!

 

 

برجی به نام میلاد.

سهم من و تو از این برج چیست؟

خوردن بستنی در رستوران گردان یا فقط نظاره آن در حالی که در ترافیک مانده ایم؟

نظرات ()



غریبانه 3
نویسنده: کبوتر - ۱۳٩٠/۱٠/۱۸

غریبانه 3

غم عالم به دلم سنگینی می کرد.
              یک دریا اشک در چشمم حلقه می زد.
                                 ماه مستقیم به صورتم می تابید.



دور خواهم شد از این خاک غریب...

نظرات ()



غریبانه 2
نویسنده: کبوتر - ۱۳٩٠/۱٠/۱٠

                           دلم گرفته، کمی خسته ام امام رئوف

                                                           شبیه گریه پیوسته ام امام رئوف

 

تقدیم به مادرم

نظرات ()



رو به غروب
نویسنده: کبوتر - ۱۳٩٠/٩/٢٦

رو به غروب

 

غم بیامیخته با رنگ غروب

               می تراود ز لبم قصه سرد:

                                    دلم افسرده در این تنگ غروب

                                          ((سهراب سپهری))

تهران، شهرک اکباتان، فاز 2

وقتی غروب جمعه باشه و توی اکباتان همه چیز ببینی بغیر از خدا ولی خدا، دل تو هم خواهد گرفت.

تقدیم به تمام دختران با عفت تهران

یا صاحب الزمان

تو که یک گوشه ی چشمت غم عالم ببرد ، حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد.

نظرات ()



برد تو را سرنوشت
نویسنده: کبوتر - ۱۳٩٠/٩/٢۱

پریشب 90/9/19 برای ساعاتی ماه  گرفت.

و 9 سال قبل 81/9/19 در شبی نمناک و سرد و پاییزی دلم گرفت. آن شب پدرم مرد.

الفاتحه...

باز کجا برد تو را سرنوشت

نظرات ()



وقتی ماه گرفت
نویسنده: کبوتر - ۱۳٩٠/٩/۱٩

وقتی ماه در 25 خرداد 90 گرفت...

 

نظرات ()



دوئل
نویسنده: کبوتر - ۱۳٩٠/٩/۱٢

دوئل
با نگاهی آزاد از حادثه کربلا
نویسنده : مهدی توحیدی اصل

آخرین نفر از اصحاب بود که به میدان می رفت. دوره اش کرده بودند. غرق در خون بود و دیگر توان نداشت. رهایش کردند تا زجر کش شود. چشمان خونی اش را بسته بود. صدایی شنید: " حالا نوبت بنی هاشمه ". صدای حرمله بود. چشمانش را بازکرد، همه چیز تار رو قرمز بود. حرمله را بالای سرش دید که تیر سه شعبه ای را به سمت اهل خیام نشانه رفته است. با خودش گفت تا صحابه زنده اند محال است آسیبی به اهل حرم برسد. دست خونی اش را لرزان بالا آورد و با زحمت از حنجره پر خونش خِرخِر کنان گفت: " امیری حسین و نعم الامیر". او و حرمله چشم در چشم یک دیگر انداخته بودند. آرزو میکرد حرمله تمام تیر هایش را به او بزند. آرزویی محال. حرمله تیرها را به قصد حسین آماده کرده بود. اما یک تیر هم یک تیر بود. قصد کرد تا حرمله را تحریک کند. مشت خونی اش را گره و دو انگشتش را به نشانه پیروزی از هم باز کرد.
دخترک به همراه برادر زاده کوچکش از دور نظاره گر بودند. حرمله ایستاده بود و پیرمرد بر روی زمین. لحظه ای بعد دست پیرمرد به سرش دوخته شد.

(( او غلام حسین بود )).

 

نظرات ()



دست من و دامان تو
نویسنده: کبوتر - ۱۳٩٠/٩/٩

در میان گیر و دار عاشقی، دختری کوچک نجاتم می دهد

 

دست من و دامان تو

(سه شات پیاپی و ترکیب در PS)

نظرات ()



دور عاشقان آمد نوبت محرم شد
نویسنده: کبوتر - ۱۳٩٠/٩/٧

دور عاشقان آمد نوبت محرم شد

تهران، محرم 1389، کوی بیمه

تمامی حقوق عکس محفوظ می باشد

نظرات ()