درباره نویسنده
کبوتر
بسم رب الشهدا دیدم که درخت هست. وقتیکه درخت هست، پیداست که باید بود. ماندم و جمجمه ام را به خدا سپردم. I stay alive and I give God my skull
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • کبوتر
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • پست پایانی
  • نگاهی به این طرف
  • رسول رحمت
  • برجی به نام میلاد
  • غریبانه 3
  • گذر سیاره زهره در سال 1391
  • غریبانه 2
  • غریبانه 1
  • شهر عزا دار...
  • رو به غروب
  • تندخوانی (تحدیر) کل قرآن کریم - احمد دباغ پور
  • پادکست نجومی
  • برد تو را سرنوشت
  • وقتی ماه گرفت
  • برسی ماه گرفتگی 19 آذر 90
  • دوئل
  • دست من و دامان تو
  • تقدیم با عشق...With love
  • عشق بازی
  • دور عاشقان آمد نوبت محرم شد
  • قرآن، قاسم، مسافر سرخ کربلا
  • پی نو کیو آدم شد ولی تو ... نامه یک بسیجی به آمانو
  • تنها در خانه...Alone at home
  • تا نقطه رهایی
  • صادق
  • محمد، محمد، محمد 4
  • محمد، محمد، محمد 3
  • محمد، محمد، محمد 2
  • محمد، محمد، محمد
  • عکس مقارنه ماه با خوشه باز پروین M45
کلمات کلیدی مطالب
  • photography (٤۱)
  • عکس (۳۱)
  • عمومی (٢٧)
  • public (٢٧)
  • astronomy (۱٤)
  • religious (۱۳)
  • movie (۱۳)
  • نجوم (۱۳)
  • مذهبی (۱۳)
  • فیلم (۱۱)
  • عکس هایم برای تو (۱۱)
  • هیئت رایت المهدی (۳)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • بهمن ٩٠
  • دی ٩٠
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • اسفند ۸٩
دوستان من
     
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



ای کاش در رکاب امامم شوم شهید/من سخت به دعای فرج بسته ام امید
تندخوانی (تحدیر) کل قرآن کریم - احمد دباغ پور
نویسنده: کبوتر - ۱۳٩٠/٩/٢٢

تندخوانی (تحدیر) کل قرآن کریم - احمد دباغ پور

دانلود یکجای فایل ها به صورت فشرده (zip):
فرمت: MP3 - تعداد فایل ها: 28

 

دانلود یکجای تندخوانی (تحدیر) کل قرآن کریم - دباغ پور  (حجم: 228 مگابایت)

نظرات ()



دوئل
نویسنده: کبوتر - ۱۳٩٠/٩/۱٢

دوئل
با نگاهی آزاد از حادثه کربلا
نویسنده : مهدی توحیدی اصل

آخرین نفر از اصحاب بود که به میدان می رفت. دوره اش کرده بودند. غرق در خون بود و دیگر توان نداشت. رهایش کردند تا زجر کش شود. چشمان خونی اش را بسته بود. صدایی شنید: " حالا نوبت بنی هاشمه ". صدای حرمله بود. چشمانش را بازکرد، همه چیز تار رو قرمز بود. حرمله را بالای سرش دید که تیر سه شعبه ای را به سمت اهل خیام نشانه رفته است. با خودش گفت تا صحابه زنده اند محال است آسیبی به اهل حرم برسد. دست خونی اش را لرزان بالا آورد و با زحمت از حنجره پر خونش خِرخِر کنان گفت: " امیری حسین و نعم الامیر". او و حرمله چشم در چشم یک دیگر انداخته بودند. آرزو میکرد حرمله تمام تیر هایش را به او بزند. آرزویی محال. حرمله تیرها را به قصد حسین آماده کرده بود. اما یک تیر هم یک تیر بود. قصد کرد تا حرمله را تحریک کند. مشت خونی اش را گره و دو انگشتش را به نشانه پیروزی از هم باز کرد.
دخترک به همراه برادر زاده کوچکش از دور نظاره گر بودند. حرمله ایستاده بود و پیرمرد بر روی زمین. لحظه ای بعد دست پیرمرد به سرش دوخته شد.

(( او غلام حسین بود )).

 

نظرات ()



دست من و دامان تو
نویسنده: کبوتر - ۱۳٩٠/٩/٩

در میان گیر و دار عاشقی، دختری کوچک نجاتم می دهد

 

دست من و دامان تو

(سه شات پیاپی و ترکیب در PS)

نظرات ()



عشق بازی
نویسنده: کبوتر - ۱۳٩٠/٩/۸

اشک هایم از غصه نیست

چشم هایم خجالتی اند

عرق می کنند

وقت عشق بازی ات

((مهتاب رجبی))

نظرات ()



دور عاشقان آمد نوبت محرم شد
نویسنده: کبوتر - ۱۳٩٠/٩/٧

دور عاشقان آمد نوبت محرم شد

تهران، محرم 1389، کوی بیمه

تمامی حقوق عکس محفوظ می باشد

نظرات ()



قرآن، قاسم، مسافر سرخ کربلا
نویسنده: کبوتر - ۱۳٩٠/٩/٢

نیمی از حواسم به صدای دلنشین قرآن و نیم دیگر به حالات کوکی که در حال گوش دادن به قرآن بود معطوف شده بود.

 این مسافر سرخ کربلا بود که قرآن می خواند:" فبشر الصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبة قالوا انا لله و انا الیه راجعون "

کودک (قاسم محله ما) به آیات نگاه می کرد و لبخند میزد.

تکنیک zoom in بهترین تکنیک بود. انگشتی لطیف دکمه شاتر را فشارداد من نیز رینگ زوم را چرخاندم.

 ((خداوند کار خودش را کرده بود))

((و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی))

تمامی حقوق عکس محفوظ می باشد

 

نظرات ()



در جستجوی پدر
نویسنده: کبوتر - ۱۳٩٠/٧/۳

 

به مناسبت هفته دفاع مقدس

تقدیم به فرزندان شهدای گمنام. فرزندان امام روح الله

به دنبال پدر میگردد. حتی پلاکش را ندارد. پلاک یا زینب کبری را بدست گرفته...

...گلی گم کرده ام میجویم او را...

باتشکر از مهدی موحدی، عطا مطیعی و صادق طالبیان

عکس ها توسط فرزند روح الله گرفته شده.کپی برداری باذکر منبع بلامانع می باشد.

نظرات ()



عبادت
نویسنده: کبوتر - ۱۳٩٠/٦/۳٠

 

 

جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود...

-----------------

دوستم در حال نماز

مسجد النبی، غرب تهران

-----------------

He is a muslim and he is worshipping his God (Allah) in a mosque in Tehran, Iran.
His eyes are closed and he is speaking with his heart.

نظرات ()



مرگ پایان کبوتر نیست ... Death is not end of pigeon
نویسنده: کبوتر - ۱۳٩٠/٦/۱٦

عکس ها را در سالروز تخریب بارگاه ائمه بقیع، به آن چهار امام بزرگوار تقدیم می کنم.

FOR HOLY GRAVES  IN JANNAT-UL-BAQEE (baqi cemetery in medina)

عکس ها توسط فرزند روح الله گرفته شده است.

استفاده از آن ها با ذکر منبع بلامانع می باشد.

             و بدانیم که

                           .....

                                .....

                                    .....

                                        .....

  مرگ پایان کبوتر نیست...

...Death is not end of pigeon

نظرات ()



مژده که شد ولادت دسته گل محمدی
نویسنده: کبوتر - ۱۳٩٠/٤/٢٥

امین محسنی مقدم/ شعر-بهاریه : صبح یک روز دل انگیز که پر بود ز آوای خوش شرشر باران/ به رسم روش و عادت هر روز، خرامان/ شدم زائر آن قطعه ی زیبای بهشتی/ که بوی شهدا می وزد از آن/ و دیدم که نوشته است به خط قلم عشق/ همانی که نی اش پر شده از خون شهیدان/ که ای رهگذران! از گذر عید اگر خاطره دارید بیارید/ دلم پر زد از آنجا و گذشت از نظرم عیدی و آجیل و سفرهای فراوان/ شدم غافل و سرگرم خیالات گذشته/ که رسیدم به همان جمله که می گفت که یک خاطره خوب، تواند که برد صاحب خود را به سفر، کرب و بلا جنت رضوان/ دلم بار دگر پر زد و این بار نه بر روی زمین بلکه سفر کرد میان حرم خون خدا تا حرم ساقی عطشان/ حرم ساقی بی دست/ عمویی که همه عشق گل نرگس زهراست/ همان مهدی زهرا/ همان منتقم خون شهیدان/ که غریب است میان همه یاران/ دلم تنگ شد از غربت آقا، پناگاه غریبان/ و نالان و پریشان/ به خود گفت که این عالم فانی، بدون ولی و صاحب دوران، ندارد سر و سامان/ و تقویم که با شور و شعف می شکند شیشه اسفند، که نزدیک بهار است/ چه خوب است بداند/ بدون گل زهرا، خزان است بهاران/ و عید همه ی ما، همان روز قشنگی ست که آن بانگ برآید/ که ای مردم عالم/ منم مهدی زهرا/ منم منتقم خون غریبی که سرش گشت جدا از بدنش با لب عطشان/ خدایا قسمت می دهم این بار به خون خودت آن سید و سالار شهیدان/ دل غم زده ی شیعه ی مولا به فرج شاد بگردان.

نظرات ()



اغثنی یابن الزهرا العجل الغوث ادرکنا:دانلود مدیحه سرایی حسین شایقی در وصف ارباب
نویسنده: کبوتر - ۱۳٩٠/٤/٢٢

اغثنی یابن الزهرا العجل الغوث ادرکنا

دانلود مدیحه سرایی حسین شایقی پسر خاله فرزند روح الله در وصف صاحب الزمان.

http://farzanderohollah.persiangig.com/audio/Moludi%20Emame%20Zaman%20%28Hosein%20Shayeghi%29%20Farzanderohollah.persianblog.ir.mp3

نظرات ()



میکس ترتیل و ترجمه گویای فارسی قرآن کریم
نویسنده: کبوتر - ۱۳٩٠/٤/٤

میکس ترتیل و ترجمه گویای فارسی قرآن کریم

میکس ترتیل کامل قرآن با صدای استاد پرهیزگار و ترجمه گویای فارسی فولادوند (MP3)

بعد از قرائت ترتیل هر آیه ترجمه فارسی آن خوانده میشود

دانلود یک جای فایل ها :

دانلود میکس ترتیل کامل قرآن کریم و ترجمه گویای فارسی  (حجم: 540 مگابایت)

دانلود فایل ها به تفکیک سوره:

http://www.yasinmedia.com/fa/quran-mp3/quran-tarjomeh-gooya/1485-quran-tarjome-gooya-tartil.html 

نظرات ()



و اینگونه مومنین را نجات می دهیم
نویسنده: کبوتر - ۱۳٩٠/۳/٢۸

 

وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَى فِی الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ ﴿87﴾

 

و «ذوالنّون» را به یاد آور، آن گاه که [از میان جامعه نافرمان خود [خشمگین [بیرون ]رفت و پنداشت که ما هرگز بر او تنگ نخواهیم گرفت، پس [او را در اعماق دریا گرفتار ساختیم و ]در آن تاریکى‏ها [از ژرفاى جان ]ندا داد که: [پروردگارا! ]خدایى جز تو نیست، تو [پاک و] منزهى! به راستى که من از بیدادگران بودم 87

 

and thulnun (prophet jonah), he went away in anger thinking we had no power over him. but in the darkness he cried: 'there is no god except you. exaltations to you! i was among the harmdoers. ' (87)

 


فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَکَذَلِکَ نُنجِی الْمُؤْمِنِینَ ﴿88﴾

 

 

- پس ما خواسته [و دعاى‏] او را پذیرفتیم و وى را از اندوه رهایى بخشیدیم، و ما ایمان‏آوردگان را این گونه رهایى می بخشیم.

 

 

we heard his prayer and saved him from grief. as such we shall save the believers. (88)

 

سوره انبیا آیات 87و 88

sura anbiya 87-88, Holly Quran

 

سجده

نیمه شب است، می خواهم بخوابم.

صورت روی خاک کربلا می گذارم و شروع می کنم...

سبحان لله، سبحان لله، سبحان لله

الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله

شکرا لله، شکرا لله، شکرا لله

و آیه را می خوانم " وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا.... إِنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ... وَنَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ...

وقتی به پایان آیه می رسم از غم های یک روز پر غم نجات می یابم.


                                 صدا می آید           صدایی آشنا

                           روضه می خواند           روضه ای آشنا


      آه از آن ساعتی که با تن چاک چاک       نهادی ای تشنه لب صورت خود روی خاک

 

شانه های روح الله تکان می خورد

              و اشک در چشمان فرزند روح الله...


                     آری در خوابی عمیق بودم و از غم ها نجات پیدا کرده بودم.  

 

وفات حضرت زینب سلام الله علیها تسلیت باد.                   

نظرات ()