قسمت اول: (پیکر نقشی که باید جاودان می ماند)
می خروشد دریا
وز ره دور فرا می رسد آن موج که می گوید باز
از شبی طوفانی
داستانی نه دراز... .
...لیک آن لحظه که ناخن های دست آشنای راز
رفت تا بر تخته سنگی کار کندن را کند آغاز،
رعد غرید،
کوه را لرزاند.
برق روشن کرد سنگی را که حک شد روی آن در لحظه ای کوتاه
پیکر نقشی که باید جاودان می ماند.
(سهراب سپهری)
سایه ام بر روی دیوار های بهشتی کوچک و پنهان نقش بسته است
قسمت دوم: (به برم میشکند)
و به جان دادمش آب
ای دریغا به برم میشکند
(نیما یوشیج)
(مادرانه)
باز کجا برد تو را سرنوشت
(پدرانه)
قسمت سوم:(حلالم کنید)
سلام
دوستان عزیز محرم و صفر تمام شد و من هنوز در سفرم.
از اینکه آخرین پست را مطالعه نمودید متشکرم.
نقداً توان وبلاگ داری ندارم تا آینده چه شود.
به حق دعاهایی که در نیمه شب در حق دوستان، همسایگان و فامیل کردم حلالم کنید.
-------------------------------------------------------------------------------------------------
رسولخدا(ص) : إذا أحب أحدکم صاحبه أو أخاه فلیعلمه؛
کسی از شما که همنشین یا برادرش را دوست دارد او را از این دوستی، آگاه کند. (المحاسن ج1 ص266)
امام صادق(ع) : إذا أحببت أحدا من إخوانک فأعلمه ذلک؛
اگر کسی از برادرانت را دوست داری این را به او اعلام کن. (الکافی ج2 ص644)
------------------------------------------------------------------------------------------------
خدا نگهدار








































تهی بود و نسیمی
سیاهی بود و ستاره ای
هستی بود و زمزمه ای
لب بود و نیایشی
من بود و تویی
نماز و محرابی..!
سهراب سپهری
--------------------------
عکس ها توسط فرزند روح الله گرفته شده است.
استفاده از عکس با ذکر منبع مجاز میباشد.